روش آهار زدن

سنگ برای مصارف انسانی استفاده های زیادی دارد و درانگشتر سازی و.... ولی در کاغذ سازی جهت مهره کشیده استفاده می شود.

جدا کردن زرده تخم مرغ توسط بطری پلاستیکی نحوه کار بطری را یکمی از وسط فشار میدهید و بعد روی زرده تخم مرغ میگذارید و یک لحظه فشار وارده به بطری را رها میکنید وبطری زرده را به داخل میکشد.

وسایل جهت آهار مهره : تخته گلابی یا ام دی اف خام (5 سانت از کاغذ استاندارد بزرگتر باشد)-آب چسب - نشاسته - زاج - سفیده تخم مرغ -قلم مو پارویی 5 سانتی نسبت به سایز کاغذ - صبر زرد -سنگ عقیق جهت مهره کشیدن

مهار کردن کاغذ:
کاغذ مورد نظر را با آب چسب روی تخته ابتدا ازطول و بعد از عرض مهار میکنیم بطوری که کاغذ صاف روی تخته قرار گیرد و موج پیدا نکند.

نحوه پخت نشاسته :
نشاسته گل سفید را در آب سرد حل کرده ودر ظرفی اگر مسی باشد بهتراست ریخته ملایم حرارت می دهیم تا قوام پیدا کند در حین حرارت مدام باید با قاشق اگر چوبی باشد بهتر است بهم میزنیم تا ته نگیرد وبعد از چند دقیقه نشاسته قوام پیدا میکند و سفت می شود و بعدا هم صاف کنید (لازم به ذکر است که دو قاشق نشاسته را در یک لیوان آب تجربه کنید متوجه یک سری نکات خواهید شد)

تشخیص قوام نشاسته : دوبرگ کاغذ را با نشاسته چسب زنید وبگذارید خشک شود قدرت چسبندگی آن را متوجه خواهید شد و یا در دوانگشت اشاره و شصت میتوان چسبندگی آن را امتحان کرد

نحوه تهیه سفیده تخم مرغ :
بهترین و ساده ترین روش 5 عددسفیده تخم مرغ را تک تک جدا کنید و در ظرف دیگر بریزید چون ترکیدن زردی میتواند سفیده ها را ضایع کند وحتی لکه های سفید داخل سفیده را با قطره چکان گرفته شود وآن را داخل یک بطری خالی پلاستیکی کوچک (بطری نوشابه)ریخته و یک تکه زاج به اندازه نخود داخل بطری انداخته و بهم میزنیم مثل رنگ اسپری تا سفیده تخم مرغ روان شود و بصورت کف درآید و چند دقیقه بگذارید تا ته نشین شود و کف روی آن بماند بعد بطری را آهسته به کنار خوابانده سفیده حل شده را از زیر کف به داخل لیوان هدایت کنید بعد همان لیوان را با صافی پارچه ظریف صاف کنید و داخل ظرف اصلی خود بریزید تا آماده کار شود

روش آهار زدن :
(برای آهار زدن میتوان از نمد و کیسه دستی پارچه ای و اسفنج استفاده کرد) روش کارباقلم مو تخت چینی 5 سانتی (بستگی به سایز کاغذ دارد) یک دست آهار با نشاسته از عرض افقی روی کاغذ میکشیم و میگذاریم خشک شود و بار دوم همین کار را تکرار میکنیم و گاهی برای یکنواخت کردن آهار عمودی با قلم حرکت میکنیم تا اضافی ها محو شود و در دل هم چون تاروپود قرار گیرد و بعد از خشک شدن آهار با سنگ عقیق مناسب مهره می کشیم

آهاراولیه نشاسته جهت پر کردن پرز های کاغذ

آخرین مرحله کار آهار با سفیده تخم مرغ است که روی آهار نشاسته یک لایه آهار سفیده می کشیم و بعداز خشک شدن مهره میکشیم اینبار مهره را خیلی نرم و حسی و بار دوم هم طبق روش قبل عمل میکنیم و آهار با سفیده تخم مرغ را انجام میدهیم و اگر بار دوم آهار خوب زده شود عمل مهره زدن را دیگر نمی خواهد ولی میتوان مهره کشید وبعد از اتمام کار آب چسب کنار کاغذ آهار شده را با تیز بر برش میزنیم طوری که نصف آب چسب روی چوب بماند و نصف دیگر آن با کاغذ جدا شود

آهار با سفیده تخم مرغ

نکات مهم
1-کاغذ آهار خورده تبله کرده وموج پیدامیکند ودر حین خشک شدن دوباره کاغذ به حالت اولیه بر میگردد و صاف می شود
2 - آب چسب اطراف کاغذ از کش آمدن کاغذ جلوگیری می کند
3 - صبر زرد را میتوان در آب حل کرده و داخل آب نشاسته ریخته تا کاغذ از گزند حشرات در امان باشد
4- هر مرحله کاغذ آهار زده را گاهگاهی نگاه کنید که زمان خشک شدن را در ذهن داشته باشید
5-مراحل را سعی کنید پشت سر هم انجام دهید و فاصله زمانی زیادی بین آنها قرار نگیرد
6 - مهره را یکنواخت از لحاظ سرعت -فشار به کاغذ ودر یک مسیر باشد ولی چرخش مهره در جهت های مختلف کاغذ حسی است و باتجربه بدست می آید
7-پنج عدد سفیده برای شش برگ کاغذ 35×50 جواب میدهد نسبت را در ذهن داشته باشید

 

 

 

پوستر کارگاه عملی ابروباد سازی

روش کار: گذاشتن دستمال کاغذی روی کاغذ سفید و ریختن رنگ مورد نظر خودتان روی آن :یاد آور میشوم که غلظت رنگ را نسبت به تشخیص خود رقیق کنید و اگر خواستید مرحله آخر با آب پاش روی تمام رنگها آب بریزی تا حرکت رنگها بیشتر شود.

روش کار: خط نوشته شده را میتوان به دو حالت رنگ کرد 1-داخل تشت آب از یکطرف کاغذ را خوابانده و بگذارید کاغذ زیر آب حرکت داشته باشد و بیرون بیاورید بعد با چکاندن رنگ مورد نظر رنگ کنید و حرکت رنگ را با قلم مو کنترل کنید 2- کاغذ خط خشک باشد رنگ  مورد نظر ریخته و با قلم مو کنترل کنید و اگر حرکت رنگ بیشتر بود با دستمال کاغذی اضافه آن را بگیرید.

رنگها را میتوان از اکولین و مرکبهای رنگی و رنگ گیاهی استفاده کرد.

با قطره چکان چند رنگ مورد نظر را روی سطح شیشه ای می چکانیم.

بعد کاغذ را روی رنگ گذاشته با کف دست فشار میدهیم تا رنگ زیر کاغذ حرکت کند گاهی میتوان یک تکان کوچک به کاغذ داد تا  تصویری تصادفی به شما دهد.

نا گفته نماند بعضی مواقع روی رنگ میتوان با آب پاش آب پاشید و شاهد حرکت رنگ شد و کاغذ را روی آن قرار دهید.

کاغذ رنگ شده توسط رنگ روی سطح شیشه ای را برداشته وکاغذ سفید دیگر به او بچسبانید و با کف دست روی آن بکشید تا دوبرگ رنگ شده  یکسان داشته باشید  .

با قطره چکان رنگ مورد نظر و دلخواه خود را روی کاغذ سفید می چکانیم و بعد با آب پاش بر روی کاغذ آب می پاشیدم تا رنگها حرکت کند بعد از آن نایلون و یا سلفون روی رنگ میکشیم تا رنگها در شکستگی نایلون حرکت کند و بعد از خشک شدن نایلون را جدا کنید.

 

 

گذاشتن چند قطره رنگ در قسمت کاغذ تا خورده.کاغذ تا خورده را با نوک انگشت با حرکت دورانی به بالا و پایین مانند بال پروانه حرکت دهید.

نقشها متفاوت بو جود میاید و با اکولین و مرکب اجرا مناسب است و این روش برای داشتن دوبرگ کاغذ یکسان هم جواب میدهد : و نقش های زیادی تشکیل میشود و این کار میتواند هدیه باشد سریع به کودکی که در کنارتان است امتحان کنید .

کاغذ ابری

(کاغذ ابری ) از اختراع ایرانیان ساکن هند بود ودر حواشی کتابهای خطی و کمرنگ آن را در متن کتابها و قطعه های خط استادان وحتی بدرقه کتاب ها میشوداستفاده کرد.تخم شنبلیله را 24 ساعت در آب ریخته تا کاملا بخیسد (شنبلیله پف کرده )وبعد روی اجاق گذاشته و بگذارید به آرامی گرم شود و لعاب پس دهد و گاهگاهی روی آن آب بریزید تا آب تبخیر نشود بعد از آن داخل جوراب یا وال پارچه صافی  بریزید و صمغ آن را بگیرید و گاهگاهی آب سرد روی آن بریزید و مثل خمیر ورز دهید تا دوباره صمغ پس دهد این کار میتوانید چندین بار انجام دهید ناگفته نماند بنده از یک پیمانه شنبلیله (لیوان عسل) صمغ به اندازه تشت 50×70 تهیه میکنم.رنگها از مرکب چاپ استفاده میشود و با بنزین و تربانتین رنگها را رقیق میکنیم و با قلم مو رنگها را از پالت برداشته روی تشت لعاب شنبلیه میریزیم و نقش ها مورد دلخواه را درست میکنیم یکی از آنها کشیدن شانه روی رنگ است.

 

دوپوسته کردن کاغذ

(دوپوسته کردن کاغذ) یک ورق به دو ورق کردن قدمتش تقریبا مشخص نیست و کمتر در نسخه ها از او یاد شده ولی میتوان به زمانهای کاغذ و کاغذ سازی و رواج آن ربط داد. نیاز بعضی از هنرمندان باعث شده که علم دو پوست کردن لازمه ای شود برای کارهای هنریشان از جمله جداکردن خط های قدما که در دو طرف کاغذ نوشته شده بود و دوم ضخامت کاغذ که برای نازک کردن آن از دو پوست کردن استفاده میشود .سوم جدا کردن قطعه خط چسبیده شده و آسیب دیده گاهی به طریق دو پوست کردن و چسباندن مجدد آن.

دوپوست کردن کاغذ به دو روش امروزه اجرا میشود.

1 -کاملا بوسیله دست که با تمرین بدست می آید نحوه برخورد هنرمند با کاغذ که می خواهد دو پوس کند مثلا آهار زدن که باعث ضخیم کاغذ شده و دوپوست کردن راحت میشود.

2-چسب اسکاج پهن (امروزه) که کار لعاب و آهار می کند .روش آن به شرح زیر است.1-دو طرف کاغذ را چسب میزنیم و چسب ها پلکانی روی هم قرار گیرند 2-چسب های اضافی اطراف کاغذ را برش میزنیم 3-از گوشه با کمک دوتکه چسب کاغذ را جدا میکنیم 4-از گوشه کاغذ به گوشه کناری می رسیم بعد از وسط شروع به دوپوسته کردن میکنیم 5-بعد از دو برگ کردن کاغذ را درون سینی یا تشت مخصوص قرار میدهیم و تینر 20000 را روی کاغذ میریزیم بعد از چند دقیقه چسب از کاغذ جدا میشود حتی اگر لعاب چسب روی کاغذ بماند با پنبه و تینر پاک می شود حتی روی خط هم تاثیر نمی گذارد 91 رامین دارابی 13

روش خط ناخنی به شیوه کلیشه

ابتداخط نوشته شده را زیرفیلم رادیولوژی قرارداده وباچسب مهار کرده وبعد با تیزبر برش میزنیم.وبعد کاغذ سفید را روی کلیشه خط برش زده قرارداده و با چسب از چهار طرف مهار میکنیم تا بازی نکند.وبعد با دستمال ابریشم پشت کاغذ میکشیم تا کاغذ در نقش برش زده فرو رود و مرحله نهایی نقش فرو رفته را با یک دندانه شانه پلاستیکی یا یک ابزاری که شبیه دندانه شانه باشد درست کرده و در نقش فرو رفته میکشیم تا کاملا پایین رود و نقش نمایان شودلازم به ذکر است :یک روش خط ناخنی با حرکت انگشت شصت و انگشت میانه اجرا می شود یکبار انگشت شصت بالا و برعکس.

انواع جلدها در دوره های تاریخی

انواع جلدها در دوره های تاریخی

جلد روغنی یا لاکی : از جمله جلدهایی که بیشتر نگارش های فارسی، مجلد به آن است، جلدی است که از سده نهم توسط جلد سازان وضع شده و رفته رفته فزونی گرفت و در سده های دوازدهم و سیزدهم به اوج کمال رسید. در دوره تیموریان از نقوش گل و بوته و پرندگان و حیوانات استفاده میشد، ولی در دوره صفوی و قاجار به سوای نقوش مذکور، از نقوش صورت و پیکر انسان، مجالس رزم و بزم نیز به کار گرفته شد و گاه آیات، اخبار و اشعاری به مناسبت موضوع کتاب نیز به جای نقوش مذبور در جلدهای روغنی دیده می شود.

جلد ترمه : برخی جلدسازان دوره زندیه و قاجاریه به بعد برای روکش جلد دیوانها، بیاض ها، نسخه های ادعیه از ترمه منقش به اشکال بوته جقه با خطوط پهن حاشیه مانند استفاده می نمودند.

جلد مخملی : جلدهایی که از پارچه مخمل برای روکش مقوا استفاده شده باشد. و بیشتر از قرن سیزدهم هجری رواج یافته است.

جلد شبرو : به معنای بزغاله، پوست بزغاله و یا پوست نازک گوساله که جلد سازان دوره قاجار برای روکش جلد از آن سود برده اند.

در واقع با افزایش ساخت جلدهای روغنی بر جلدهای سوخت در دوره زندیه و قاجار، بیشترین قرآن های نفیس و کتاب های مصور و غیر مصور دیگر با جلد روغنی عرضه می شد. در این دوره با انواعی از جلدهای روغنی روبه رو هستیم.

برای تهیه جلد در انواع مختلف روش های متنوعی وجود دارد:
۱. جلد ضربی: برای ساخت جلد ضربی، ابتدا روی زمینه چرم می کشند، سپس با فلز منقوش روی چرم می کوبند تا چرم حالت نقش برجسته بگیرد.
۲. جلد سوخت: بعد از کشیدن چرم روی زمینه، فلزی که حاوی نقش دلخواه است، داغ می کنند و با فشار بر چرم جلد، نقش برجسته بدست می آید.
۳. جلد لاکی: روی زمینه مقوایی، یک لایه روغن شفاف زده، سپس با رنگ و روغن روی جلد را نقاشی کرده و نهایتاً روی آن لاک می زنند. (روش پاپیه ماشه)

۴. جلد موجی: در این نوع جلد، ترکیبی از قلع و سریشم را روی زمینه زده و بعد از خشک شدن روی آن را با سنگ صیقلی براق می کنند.
۵. جلد زرکوب: بعد از کشیدن چرم روی زمینه، طرح یا نوشته موردنظر را کلیشه کرده و به وسیله آن طرح را با بکار بردن ورقه های طلا روی جلد پرس می کنند.

زیر جلد کتاب از صحافی دستی تا ابر و باد و کاغذ :خسرو افشار

نمایشگاهی در چمدان
برای دیدن کارهای ابر و باد به طبقه پایین می‌رویم. جایی که افشار کارهایش را روی هم تلنبار کرده. شاید به خاطر جمع کردن وسایل هنگام رنگ‌آمیزی ساختمان آنها را در چمدان گذاشته است. او ویژگی این کارها را قبل از هر چیز، استفاده از رنگ‌های معدنی اعلام می‌کند.

«این رنگ‌ها شیمیایی نیستند و ماندگاری و زیبایی خاص خود را دارند.»
اولین پرسشی که به نظرم می‌رسد این است که آیا از رنگ‌های گیاهی هم استفاده می‌کنید؟ و او می‌گوید: «فقط نیل رنگ گیاهی است که خیلی هم زیباست و رنگ‌‌های گیاهی قدرت و دوام رنگ‌های معدنی را ندارند. ببینید این کار دو رنگ که از نیل و پودر سنگ لاجورد ساخته شده، چقدر خوب است ولی رنگ زعفران اگر باشد زود می‌پرد.»

از کاغذها می‌پرسم، می‌گوید:«بیشتر دنبال کاغذهایی هستم که بیش از 45 درصد آن الیاف پنبه باشد، ولی روی کاغذهای معمول و موجود در بازار هم کار می‌کنم.» کارهایی که نشان می‌دهد، بیشتر آنهایی هستند که در نمایشگاهی اختصاصی در مرکز اسناد وزارت خارجه به نمایش گذاشته شده بودند. در نگاه اول مانند کاغذهای ابروبادی به نظر می‌رسند که بارها چاپ شده آنها را دیده‌ایم. اما خیلی زود متوجه می‌شویم که این کارها حاوی ذوق و سلیقه و تخصص ویژه‌ای هستند و پدیدآورنده آنها برای خودش صاحب سبکی منحصر به فرد است.

نوآوری در ابر و باد
او از تکنیک‌های خود برای کنترل طرح و رنگ روی آب می‌گوید و روش‌هایی که به خلق کارهای جدید انجامید. مثل موج‌دار کردن طرح به واسطه موج انداختن در آب و نوسان دادن به کاغذ هنگام نشستن بر سطح آب.
اما او به جهت دیگری نیز صاحب سبک است. برخلاف پدیدآورندگان طرح‌های ابروباد که سرنوشت آن را به دست مصرف‌کننده می‌سپارند، او هنرمندان دیگر را به تکمیل آن فرا می‌خواند و تکمیل طرح را به تخیل و اجرای آنها وامی‌گذارد. اینچنین است که کاغذهای ابروباد او، هم زمینه‌ای است برای نشستن طرح و نقش و رنگ نقاشان و مینیاتوریست‌ها و هم خود بخشی از فضای تصویری آنهاست.
گاه رگه‌های ابروباد از زیر رنگ‌های لطیف آبرنگ رخ می‌نمایند و گاه بخشی از پیکره‌ای می‌شوند که نقاش روی کاغذ به آن جان می‌بخشد.

این رگه‌ها در تابلو ارگ بم جواد سلیمان‌پور، تصور زلزله را که دارد دیوارهای گلی را می‌جنباند، ایجاد می‌کند و در طرح چاپ شده روی پارچه، حریر لطیف آبگون را به نمایش می‌گذارد.

در جای دیگر، خط‌ها و رنگ‌ها خود جزیی از اندام‌های ماهی و گل و بوته می‌شوند. اینجا گره خوردگی ذهنی و عملی چند هنرمند را یکجا می‌بینی که اثری است فزون‌تر از جمع ساده همه آنها یا تاثیر جداگانه‌ هر یک از آن کارها.

«این کار حاصل سه مکتب است. ابری‌اش کار منه، خطش کار آقای یعقوبی و تذهیب آن اثر خانم نصیریان.»
درباره کاغذها می‌پرسم که اغلب کاغذهای بافت‌دار و دارای واترمارک یا از محصولات فابریانو هستند.
«اغلب این کاغذها از نوعی است که الیاف پنبه‌‌ای آنها زیاد باشد.»

افشار از خلاقیت هنرمند مینیاتوریست و تذهیب کار می‌گوید که چگونه ایده خودش را با طرح ابر و باد وفق داده و طرح لباس سوژه خود را با همین طرح ابروباد آمیخته است.

«پرویز تناولی یکی از کارهایم را دید، می‌گفت این چیزی از کار رضا عباسی کم ندارد ولی اگر رضا عباسی نبود، هیچکدام از اینها نبود.»

به احتمال افشار باید تا به حال صدبار این کارها را دیده باشد، اما همین حالا هم با دیدن یکی، دو تا از تابلوها به وجد می‌آید.

«تو را به خدا ببینید چه رنگی است. چگونه این مینیاتور با آن یکی شده، چطور این طرح با مینیاتور خانم نصیریان یکی شده!»

می‌پرسم آیا این طرح‌ها همه یونیک هستند و هیچ کدام مثل هم نیستند؟ پاسخ می‌دهد: «بله، هم یونیک هستند و هم از نظر سبک منحصر به فرد هستند، یعنی پیش از این با کاغذ ابروباد چنین کارهایی نشده بود. تنها روی آنها خط می‌نوشتند.»

سپس کار دیگری را نشان می‌دهد و می‌گوید: «این حاصل کار چهار مکتب است.» به نظرم می‌آید مکتب را در معنی تازه‌ای به کار می‌برد. می‌گوید: «یعنی ابری، خطاطی، تذهیب کاری و مینیاتور. می‌بینید که چهار مکتب است و چهار امضا دارد.»

سپس به نمونه‌های جالب دیگری می‌رسیم که به واسطه هنرمندانی که روی آن کار کرده‌اند، ویژگی متفاوتی دارند.

«سه تابلو اثر پاتریشیا.بی.‌چاپلین (عروس چارلی چاپلین) از نقاشان صاحب نام در سوییس (که در سال 2004 امضا کرده)، یکی از آنها روی این کاغذ ابری، حالت پرنده‌ها را درآورده و یکی دیگر چند اسب را نمایش می‌دهد.

مرحوم پدر پاتریشیا از نقاشان معروف بود که تابلوهایش را کلکسیونرها و موزه‌ها می‌خریدند.
او استاد هنر دانشگاه شیکاگو بود که نصف سال، وقتش را در جنوب فرانسه با شاگردانش به تدریس می‌گذراند.»

باز نمونه‌ای دیگر از این دست را نیز با شور و شوق نشان می‌دهد: «این هم حاصل چهار مکتب است. تذهیب کار: سمیرا اسدی، خطاط: محمدعلی قربانی، نگارگر: فریبا نصیریان، ابری: خسرو افشار.»
سپس با تاکید بر کیفیت رنگ‌های نشسته بر کاغذهای ابروباد می‌گوید: «باید در روشنایی و زیر نور این کارها را ببینید (لوپ را می‌آورد و روی کاغذ می‌گذارد) هیچ دستگاه چاپی تا به حال نتوانسته طیف کامل رنگ‌ها را آن طور که اینجا می‌بینید، درآورد.»

پرسش خود را درباره استفاده‌های کاربردی از ابروباد به صورت دیگری دنبال می‌کنم. آیا نمی‌توان به جای کاغذ، روی پارچه این نقش‌ها را نشاند؟

به جای پاسخ، کیف بزرگی را که نمونه‌های نقاشی را در آن می‌گذارند، از گوشه دیگر اتاق می‌آورد و نمونه‌هایی از پارچه‌های منقش به ابروباد را بیرون می‌کشد.
«این پلی‌استر است... این ابریشم....»

سپس یکی را با احتیاط و نرم بیرون می‌کشد و در برابر نور می‌گیرد. با شوق می‌گوید: «این ابریشم است. دو رو ابروباد شده. ببینید نقش این طرف با آن طرف فرق می‌کند و در نور که ببینی، نقش دیگری را نشان می‌دهد.»

حالا که صحبت از پارچه شد، از کاربردی دیگر نیز یاد می‌کند:«این کاغذها می‌توانند چاپ شوند از بهترین نوع کاغذ کادوهای اختصاصی ‌باشند.»

می‌پرسم آیا کاربرد خاصی برای کاغذهای ابروباد سراغ ندارید؟ ‌منظورم غیر از استفاده آن به صورت یک برگ و زمینه خط و نقاشی، بلکه به عنوان مصالح برای ساخت محصولات دیگر است.

پاسخ او مثبت است. «این کاغذها می‌توانند برای کارهای صنایع دستی به مقدار فراوان برای کاربردهای هنری مختلف به کار برده شوند. می‌دانیم که صنایع دستی ساخته شده از کاغذ در غرب و آسیای دور، طالب زیاد دارد.» البته او دفترهایی را که در جلدسازی و عطف آنها از کاغذهای دست‌ساز ژاپنی و ابروباد شده توسط خودش، استفاده کرده، به حساب نمی‌آورد. این دفترها نمونه‌ای از جلدسازی ظریف و دقیق است و بهانه‌ای می‌شود برای پرسیدن درباره تجربه صحافی خسرو افشار.

صحافی دستی
«از جوانی به کتاب‌آرایی، جلدسازی و ترمیم نسخه‌های قدیمی علاقمند بودم. بعد در کانادا به صورت آماتور این کارها را شروع کردم. وقتی پیش برادرم ساسان به فرانسه رفتم، چون او یک کتابفروشی آنتیک داشت و با صحافان و مرمت‌کاران خوب و متخصص آشنا بود، از او خواهش کردم، مرا با یکی از آدم‌های خبره این کار آشنا کند تا با هم کار کنیم.

او خانم گلتا (Goletta) را معرفی کرد. مدت دو ماه با من کار کرد. کارهای مقدماتی را یاد گرفتم. بیشتر کتاب‌های آنتیک را از برادرم می‌گرفتیم و ترمیم می‌کردیم. بعضی کتاب‌ها را باز می‌کردیم و دوباره جمع می‌کردیم.
بعد که برگشتم کانادا این کار را با امکانات بهتر دنبال کردم.

سال 1988 کارگاه صحافی را در نزدیکی کتابفروشی خودم، در ونکوور دایر کردم. در این مرحله از شاگردانم خیلی یاد گرفتم. البته من استاد آنها نبودم. بهتر است بگویم کارفرما بودم و علاقمند. یک خانم انگلیسی و یک خانم آلمانی با من کار می‌کردند. هر کدام در سیستم خاص خود وارد بودند که من از آنها، بسیار یاد گرفتم. کم‌کم کارگاه ما، شناخته شد.

یکی از کارهای خوبی که به ما سفارش داده شد، تهیه 500 نسخه آلبوم هنری برای یک کارخانه کاغذسازی بود. کار خوبی بود، در ابعاد بزرگ‌تر از A3 که به صورت دستی دوخته شد. این کار حدود 6 ماه طول کشید.
جلد آنها مقوا با روکش صددرصد پنبه‌ای محصول کارخانه بمبرگر (Bamberger) آلمان بود. سیاه رنگ که روی آن طلاکوب کردیم.» پیش از صحافی و کتابفروشی حرفه شما چه بود؟ این پرسش را سریع و کوتاه جواب می‌دهد: «در کار تجارت بودم. مثلا از ترکیه چرم می‌خریدم در کانادا می‌فروختم.» و زود برمی‌گردد به صحبت درباره صحافی. «کار تجارت می‌کردم، ولی صحافی را خیلی دوست داشتم، چون هم مربوط به کتاب است که خیلی به آن علاقه داشتم و هم کاری است که با چشم و قلب و دست و احساسم سروکار دارد و اینها به من آرامش می‌داد، به خصوص وقتی یک کتاب کهنه و قدیمی را ترمیم می‌کردم.» سپس چند نمونه از کارهایش را با هم می‌بینیم، که جلد چرمی پرس شده دارد و آستر بدرقه‌اش از کاغذهای ابروباد است.

ابر، باد، کاغذ، موضوعی برای پژوهش
«تاریخ و کتابشناسی کاغذ ابری» عنوان کتابی است که او نشان می‌دهد. تازه پی می‌بریم که کارهای او حاصل چه جستجوی وسیعی در منابع مختلف است. او چندین کتاب درباره کاغذ ابری دارد که بیشتر آنها را به دقت مطالعه کرده است و دیدگاه انتقادی نسبت به برخی از آنها دارد. افشار سپس با احترام از جمس سومنر (Jams Sumner) یاد می‌کند که با عنوان «کاغذ ابری کار مرموز The Mysterious Marbler » معروف شده بود و به خاطر لو دادن رموز کار کاغذ ابری مورد خشم صحافان و کاغذسازان زمان خودش قرار گرفته بود. توجه داشته باشید آن زمان تکنیک کاغذ ابری (Marbled Paper) به قدری ناشناخته بود که از آن برای رنگ کردن قسمتی از کاغذ اسکناس استفاده می‌کردند. (او کتابی را از قفسه بیرون می‌کشد و صفحه مورد نظرش را باز می‌کند و تصویر اسکناس‌هایی را نشان می‌دهد که گوشه سمت چپ آنها قطعه‌ای رنگی به روش ابروباد نقش بسته است.

افشار کتاب‌های تخصصی کاغذسازی را مثل همه کتاب‌هایش به خوبی می‌شناسد؛ بین صدها جلد کتاب ریز و درشت در قفسه‌ها. تا درباره موضوعی صحبت می‌کند یکراست دستش را دراز می‌کند و کتاب را بیرون می‌کشد و صفحه مورد نظر را باز می‌کند. خواندن انگلیسی و فرانسه برای او به روانی فارسی است.

«ببینید در این کتاب تالیف فوبی جن ایستون (Phoebe Jane Easton) با عنوان کاغذ ابری؛ تاریخ و کتابشناسی آن، Marbling a History and a Bibliography (چاپ 1983)، تاریخ نگارش کتاب‌های مختلف را درباره کاغذ ابری ثبت کرده‌اند:‌آلمان بیش از همه یعنی 187 عنوان کتاب درباره کاغذ ابری دارد. آمریکا 169 عنوان، ترکیه 25 عنوان- که خیلی زیاد است- و ایران یک عنوان.» با تاسف می‌گوید این در حالی است که سرچشمه این هنر ایران بوده است. سپس اضافه می‌کند یکی از بهترین‌ها متعلق به ژوزف هالفر (Joseph Halfer) مجارستانی است که من در اینجا نسخه‌ای از آن دارم.

می‌پرسم یک کتاب ایرانی کدام کتاب است؟ او در پاسخ می‌گوید: «فکر می‌کنم مطلبی باشد که بهزاد طاهرزاده در کتاب بررسی هنر ایران اثر پوپ به چاپ رسانده است. خوشبختانه پس از سال 1983 آقای محمدحسن سمسار در دایره‌المعارف بزرگ اسلامی و آقای یحیی ذکاء در مجله آینده، مقالات ارزنده‌ای درباره کاغذ ابری نوشته‌اند.»

سپس کتاب دیگری را نشان می‌دهد و می‌گوید:‌«این را برای تکنیک ورنی کردن کاغذ ابروباد گرفته‌ام که با مواد طبیعی ژلاتینی، روی طرح ابری را شفاف و صیقل می‌کنند.»
کتاب دیگر نسخه‌ای از کتاب کاغذسازی ژاپن است. هزار نسخه بیشتر از آن در دنیا نیست و روش ساخت کاغذ دستی با الیاف درخت توت را نشان می‌دهد.

«من خودم با کاغذهای کهنه خمیر ساخته‌ام و کاغذ دستی درست کرده‌ام.» او از خواص کاغذ و رنگ‌ها و تاثیر زاج بر تثبیت رنگ‌ها و شستشوی پارچه می‌گوید و تکنیک‌های اجرایی که در آمریکا از استادش به نام دون گایو (Don Guyot) یاد گرفته، همچنین از مطالعه کتاب‌ها و تجربه خویش دریافته است.

«این کتاب ترمینولوژی ساخت کاغذ و خمیر کاغذ است و این کتاب فقط درباره شبکه توری که کاغذ خیس روی آن قرار می‌گیرد و آن یکی برای ساخت کاغذ روغنی و ...» افشار با این کتاب‌ها زندگی کرده و پس از تامل، از مطالب آنها برای کارهای خود الهام گرفته است.

درنگی بر تاریخچه کاغذ
مورخان بزرگ کاغذسازی دو نفر بوده‌اند: یکی جوزف نیدهام (Joseph Needham) که تاریخ کاغذ در چین را نوشته (Science and Civilization in China) و دیگری کتاب دارد هانتر (Dard Hunter) که درباره تاریخ کاغذسازی در همه جهان است.

دارت هانتر در چاپ اول جمله‌ای نقل می‌کند که می‌گوید نویسنده‌اش معلوم نیست، ولی مشخص است مربوط به قرن هفدهم میلادی است: ‌«کهنه، کاغذ می‌سازد، کاغذ پول می‌سازد، پول بانک می‌سازد، بانک وام می‌سازد، وام گدا می‌سازد، گدا دوباره کهنه جمع می‌کند.»

در همین کتاب کرونولوژی کاغذ (تقویم صنعت کاغذسازی) درج شده که چند تاریخ آن برای ما ایرانیان حایز اهمیت است. افشار به آنها اشاره می‌کند:‌«سال 105 میلادی که کاغذ در لی‌یانگ (Lei-yang) نزدیکی پکن، ساخته می‌شود و سال 751 میلادی در سمرقند، اولین مکان خارج از چین (چون کره و ژاپن در محدوده چین بودند) که ایرانی‌ها به کمک اسیران چینی، کاغذسازی کردند و به رموز آن آگاه شدند. (1294 میلادی) هم تاریخ مهمی است که در آن سال در تبریز کاغذ اسکناس تولید شد. درباره این نکته تحقیق دقیقی صورت نگرفته. شاید محله کاغذ کنان تبریز ربطی به این تاریخ و این رویداد داشته باشد.»

سپس با نشان دادن نقشه‌ای آکاردئونی که از داخل کتاب باز می‌شود، مسیر انتقال فن‌آوری ساخت کاغذ را نشان می‌دهد که از کجا به کجا رفته. کره و ژاپن 625-600 میلادی، سمرقند 751 میلادی، بعد بغداد در سال 793 میلادی زمان هارون‌الرشید. (اینجا بوده که کاغذ ارزان شد و اگر نبود، نمی‌توانستند آثار یونانی را ترجمه و نسخه‌نویسی کنند.) بعد این فن به دمشق و قاهره و از آنجا به اروپا رفته. یعنی از سال 105 میلادی که کاغذسازی در چین ابداع شد تا سال 1276 میلادی که کاغذسازی در فابریانو ایتالیا شروع شد، نزدیک هزار و دویست سال طول کشیده!»

به گفته افشار کاغذهای قدیمی ایران از کنف بوده، که نوعی گیاه است. او برای نشان دادن تصویر گیاه کنف نشریه تخصصی درباره کاغذ دست‌ساز را نشان می‌دهد که از سال 1986 هر سال دوبار منتشر می‌شود. این دو فصلنامه به زبان انگلیسی و تک رنگ است.

افشار با نشان دادن تصویرهای چاپ شده در یک کتاب آلمانی اثر کارل هوفن، ضمن تحسین از کار دقیق آلمانی‌ها در تصویر کردن ماشین‌های دست‌ساز، نشان می‌دهد که چگونه با این ابزار، الیاف کهنه پارچه‌ها را خرد می‌کرده‌اند.

سیستم مکانیکال کاغذسازی همین است. خرد کردن، خمیرسازی، توری و نمد و ...
«این کتاب‌ها برای ما هم سودمند است، زیرا کسی که بخواهد کاری انجام دهد باید ریشه آن را بشناسد. به همین دلیل هنوز هم در آلمان و آمریکا به این کتاب‌ها بها می‌دهند.»

با این پند، گفت‌وگو را به پایان می‌رسانم. به گمانم برای هر چیزی باید ریشه‌ها را شناخت. نه تنها کاغذ و نه تنها کتاب و چاپ، بلکه در جای جای زندگی و کار باید از ریشه‌ها سراغ گرفت.

منبع:http://www.ibna.ir

خط کشی (خط زمینه - مسطر)

خط کشی (خط زمینه - مسطر)
یکی از روشهای رایج خط کشی که در روزگاران قدیم کاتبان و خوشنویسان استفاده نموده اند شیوه خط کشی با نخ ابریشم است.این شیوه در قدیم سبب صرفه جویی در وقت و پاکیزگی کار کتابت بوده است . ولی امروزه با صنعت چاپ و کاغذ -کاغذ های خط دار و حاشیه دار (تحریری) و غیره باعث شده این شیوه مسطر سازی کمرنگ شود و حتی بدست فراموشی سپرده شود. ولی خدا را شاکریم هنرمندان بوده و هستند که به این روش آگاهی داشته وسینه به سینه به دیگران انتقال داده اند و در حفظ ونگهداری آن برای ما (میراث دار گذشتگان ) مثمر ثمروکوشا بوده اند.
شیوه اجرا به شرح زیر میباشد
1-ابتدا چوب یا مقوای ضخیم را به اندازه سطر و ارتفاع مورد نظر سوراخ میکنیم
2-چسب نشاسته را روی سطح چوب یا مقوا می کشیم تا نخ ابریشم به او بچسبد و نخ بازی نکند
3-نخ ابریشم را از روی چوب یا مقوا از سوراخ دو طرف کادر به پشت کادر برده و گره می زنیم (گره مورد نظر خودتان که شل نشود)لازم به ذکر است :گره مسطر های قدیمی پیچیدگی خاص خود را دارد                                                 4-کاغذ سفید را روی زمینه قرارمیدهیم
5-پارچه ابریشم را به آهستگی روی کاغذ می کشیم تا اثر نخ ابریشم روی کاغذ نمایان شود ..   91  رامین دارابی 13